شاید قبل از مهاجرت تصور میکردید وقتی به کشور مقصد برسید، بخش بزرگی از نگرانیها تمام میشود. ویزا گرفته شده، سفر انجام شده، خانهای پیدا کردهاید، دانشگاه یا کار شروع شده و ظاهراً مهمترین مرحله پشت سر گذاشته شده است. اما گاهی درست در همین نقطه، نگرانی شکل دیگری پیدا میکند.
ذهن مدام جلوتر از شما حرکت میکند:
اگر اقامتم تمدید نشود چه؟ اگر نتوانم زبان را به اندازه کافی خوب یاد بگیرم؟ اگر کار پیدا نکنم؟ اگر نتوانم از پس هزینهها بربیایم؟ اگر انتخاب مهاجرت اشتباه بوده باشد؟ اگر برای خانوادهام در کشور مبدا اتفاقی بیفتد؟ اگر هیچوقت اینجا احساس خانه بودن نکنم؟
ممکن است حتی وقتی اتفاق مشخصی نیفتاده، بدن در حالت آمادهباش باشد. خواب سبکتر شود، تمرکز سختتر شود، ضربان قلب بالا برود یا احساس کنید نمیتوانید واقعاً آرام شوید. این تجربه برای بسیاری از مهاجران آشناست.
اصطلاح «اضطراب بعد از مهاجرت» یک تشخیص مستقل روانپزشکی نیست. بیشتر یک عبارت توصیفی است برای مجموعهای از نگرانیها و واکنشهای روانی که ممکن است در جریان سازگاری با زندگی در کشور جدید شکل بگیرند یا تشدید شوند.
برای فهمیدن این اضطراب، باید مهاجرت را فقط بهعنوان تغییر محل زندگی نبینیم. مهاجرت میتواند همزمان زبان، روابط، موقعیت اجتماعی، کار، آینده، هویت، امنیت مالی و احساس تعلق فرد را تغییر دهد.
اضطراب چیست؟
اضطراب یکی از واکنشهای طبیعی انسان به تهدید، نااطمینانی یا پیشبینی خطر است. در مقدار مناسب، اضطراب حتی میتواند مفید باشد. کمک میکند برای یک امتحان آماده شویم، مدارک اقامت را بررسی کنیم، برای مصاحبه کاری تمرین کنیم یا در شرایط مبهم محتاطتر باشیم.
مشکل زمانی شروع میشود که سیستم هشدار ذهن و بدن بیش از اندازه فعال باقی بماند؛ یعنی نگرانی حتی زمانی که خطر فوری وجود ندارد ادامه پیدا کند، کنترل آن دشوار شود، یا روی خواب، تمرکز، رابطه، تحصیل، کار و زندگی روزمره اثر بگذارد.
در مهاجرت، زمینه برای این اتفاق میتواند بیشتر شود، چون فرد معمولاً با چند منبع نااطمینانی بهطور همزمان روبهرو است.
چرا مهاجرت میتواند اضطراب ایجاد کند؟
۱. بخش زیادی از زندگی دوباره غیرقابل پیشبینی میشود
مغز انسان معمولاً با محیط قابل پیشبینی راحتتر است. قبل از مهاجرت ممکن است میدانستید برای خرید کجا بروید، وقتی بیمار شدید با چه کسی تماس بگیرید، قواعد اجتماعی چگونهاند، یک نامه اداری چه معنایی دارد یا اگر مشکلی پیش آمد از چه کسی کمک بخواهید.
بعد از مهاجرت بسیاری از همین امور ساده به سؤال تبدیل میشوند. نامهای از اداره میرسد و نمیدانید مهم است یا نه. قراردادی را امضا میکنید اما مطمئن نیستید همه جزئیاتش را فهمیدهاید. ممکن است ندانید چه رفتاری در محیط کار طبیعی است، چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنید یا حتی یک پیام کوتاه رسمی را چگونه پاسخ دهید.
هیچکدام از این اتفاقها بهتنهایی فاجعه نیستند، اما جمع شدن دهها موقعیت کوچکِ نامطمئن میتواند ذهن را در حالت مراقبت دائمی نگه دارد.
۲. احساس کنترل کمتر میشود
بسیاری از بخشهای زندگی مهاجر به تصمیم دیگران وابسته میشود: اداره مهاجرت، دانشگاه، کارفرما، صاحبخانه، سفارت، بیمه یا نهادهای دیگر. گاهی آینده ماههای بعد به یک نامه، یک قرار اداری یا تصمیمی بستگی دارد که فرد کنترل زیادی روی آن ندارد.
این وضعیت برای بعضی مهاجران، بهویژه افرادی که وضعیت اقامت نامطمئن دارند یا در فرایند پناهندگی هستند، میتواند منبع مهم فشار روانی باشد. انتظار طولانی و ندانستن اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، گاهی از خود یک پاسخ منفی هم فرسایندهتر است.
۳. سازگاری با یک فرهنگ جدید انرژی میگیرد
مهاجرت فقط یادگیری زبان نیست. فرد باید آرامآرام یاد بگیرد مردم چگونه ارتباط برقرار میکنند، چه چیزهایی رسمی یا غیررسمی است، دوستی چگونه شکل میگیرد، مرزهای شخصی کجاست و رفتار اجتماعی چه تفاوتهایی با محیط قبلی دارد.
در روانشناسی مهاجرت، فشار ناشی از این فرایند گاهی با مفهوم فشار سازگاری فرهنگی یا acculturative stress توضیح داده میشود. ممکن است فرد مدام از خودش بپرسد:
«این حرف را درست زدم؟»
«رفتارم عجیب بود؟»
«چرا آن شخص اینطور جواب داد؟»
«آیا بهخاطر لهجهام من را قضاوت کرد؟»
وقتی این خودنظارتی دائمی شود، حتی یک گفتوگوی ساده اجتماعی میتواند انرژی زیادی مصرف کند.
۴. زندگی کردن به زبان دوم خستهکننده است
ممکن است زبان کشور مقصد را خوب بلد باشید و باز هم در موقعیتهای مهم مضطرب شوید. جلسه کاری، مراجعه به پزشک، تماس تلفنی، مصاحبه شغلی یا صحبت با اداره مهاجرت معمولاً با گفتوگوی روزمره فرق دارد.
در چنین موقعیتهایی باید همزمان گوش کنید، ترجمه کنید، پاسخ بسازید، قواعد اجتماعی را دنبال کنید و مراقب باشید چیزی را اشتباه متوجه نشوید. برای کسی که معمولاً در زبان مادری سریع، دقیق یا شوخطبع است، تجربه محدودتر شدن توان بیان در زبان جدید میتواند بسیار ناخوشایند باشد. گاهی فرد احساس میکند شخصیت واقعیاش پشت توان زبانیاش پنهان شده است.
۵. شبکه حمایتی قبلی دیگر کنار شما نیست
در لحظههای اضطراب، انسان معمولاً از رابطهها کمک میگیرد. اما مهاجرت ممکن است شما را از افرادی دور کرده باشد که سالها منبع آرامش بودند: والدین، خواهر و برادر، دوستان قدیمی یا حتی همکارانی که شما را خوب میشناختند.
تماس آنلاین میتواند کمککننده باشد، اما همیشه جای حضور واقعی را نمیگیرد. اگر هنوز در کشور جدید شبکه اجتماعی قابل اعتمادی شکل نگرفته باشد، مسائل کوچک هم ممکن است بزرگتر احساس شوند، چون فرد احساس میکند باید همه چیز را بهتنهایی مدیریت کند.
۶. نگرانی درباره پول و کار میتواند دائمی شود
حتی افرادی که با برنامه مالی مناسب مهاجرت کردهاند ممکن است با فشار اقتصادی روبهرو شوند. هزینه مسکن، بیمه، حملونقل و زندگی ممکن است بالاتر از انتظار باشد. دانشجویان ممکن است نگران پایان بورسیه باشند و متخصصان ممکن است مدتی نتوانند در سطح شغلی قبلی خود کار کنند.
برای بعضی افراد مهاجرت با تجربهای ناراحتکننده همراه است: در کشور قبلی متخصص، مستقل یا شناختهشده بودهاند، اما در کشور جدید باید بخشهایی از مسیر حرفهای خود را از ابتدا بسازند. نگرانی مالی در چنین شرایطی فقط نگرانی درباره پول نیست؛ میتواند با عزت نفس، استقلال و تصور فرد از آینده نیز درگیر شود.
۷. موقعیت اجتماعی و حرفهای ممکن است تغییر کند
یک پزشک، مهندس، روانشناس، معلم یا مدیر ممکن است بعد از مهاجرت برای مدتی نتواند همان نقش حرفهای را ادامه دهد. مدرک باید ارزیابی شود، زبان باید بهتر شود، مجوز لازم است یا تجربه کاری قبلی به همان شکل شناخته نمیشود. این تغییر میتواند سؤالهای عمیقتری ایجاد کند:
«اگر شغلم را از من بگیرند، من چه کسی هستم؟»
«چرا باید چیزهایی را که سالها بلد بودهام دوباره ثابت کنم؟»
«آیا هرگز به جایگاهی که داشتم برمیگردم؟»
در اینجا اضطراب با هویت و احساس ارزشمندی فرد گره میخورد.
۸. تبعیض یا احساس پذیرفته نشدن میتواند اضطراب را بیشتر کند
تجربه مهاجرت برای همه یکسان نیست. بعضی افراد با تبعیض، نژادپرستی، برخورد تحقیرآمیز یا احساس دائمی «خارجی بودن» مواجه میشوند. برای برخی، نام، لهجه، ظاهر، ملیت، دین یا نوع پوشش میتواند باعث شود نسبت به واکنش دیگران حساستر شوند.
اگر چنین تجربههایی تکرار شوند، فرد ممکن است قبل از موقعیتهای اجتماعی منتظر برخورد منفی باشد یا رفتار دیگران را با نگرانی بیشتری بررسی کند. این واکنش را نمیتوان صرفاً به «زیاد فکر کردن» فرد نسبت داد. گاهی محیط واقعاً بخشی از منبع فشار است.
۹. مشکلات خانواده با مهاجرت تمام نمیشوند
ممکن است هزاران کیلومتر از خانواده فاصله گرفته باشید، اما از نگرانی درباره آنها نه. بیماری والدین، مشکلات اقتصادی خانواده، تحولات سیاسی، جنگ، سرکوب، بلایای طبیعی یا نگرانی درباره خواهر و برادر میتواند از راه دور هم شما را تحت فشار قرار دهد.
گاهی مهاجر همزمان باید دو زندگی را مدیریت کند: زندگی روزمره خودش در کشور جدید و زندگی عاطفیای که هنوز بخش بزرگی از آن در کشور قبلی جریان دارد. این تجربه میتواند برای ایرانیان و افغانستانیهایی که خانوادهشان هنوز در شرایط دشوار زندگی میکنند بسیار پررنگ باشد.
۱۰. تجربههای سخت قبل از مهاجرت نیز ممکن است همراه ما بیایند
مهاجرت همه چیز را از صفر شروع نمیکند. افرادی که پیش از مهاجرت جنگ، خشونت، آزار، تبعیض، سرکوب، ناامنی یا تجربههای آسیبزای دیگر داشتهاند، ممکن است بعد از رسیدن به کشور جدید همچنان واکنشهای روانی مرتبط با آن تجربهها را همراه خود داشته باشند.
حتی ممکن است فرد تا قبل از رسیدن فرصت چندانی برای احساس کردن نداشته باشد. در دوره فرار، جابهجایی یا آماده شدن برای مهاجرت، تمام انرژی صرف حل مشکلات فوری میشود. وقتی زندگی کمی باثباتتر میشود، تازه ذهن فرصت پیدا میکند برخی تجربههای گذشته را پردازش کند. به همین دلیل گاهی فرد میگوید: «وقتی شرایط زندگیام بدتر بود، اضطرابم کمتر بود. حالا که امنترم، چرا حالم بدتر شده؟» این تناقض عجیب نیست.
اضطراب مهاجرت چگونه خودش را نشان میدهد؟
اضطراب همیشه به شکل فکر «من مضطربم» ظاهر نمیشود.
در فکر ممکن است شبیه این باشد:
- فکر کردن مداوم درباره آینده
- تصور بدترین سناریوها
- نگرانی درباره اقامت، کار یا پول
- ترس از اشتباه کردن
- شک کردن مداوم به تصمیم مهاجرت
- مقایسه خود با مهاجران دیگر
- دشواری در تصمیمگیری
- احساس اینکه باید همیشه برای یک مشکل آماده باشید
در بدن ممکن است شامل این موارد باشد:
- تپش قلب
- گرفتگی عضلات
- احساس فشار در سینه
- ناراحتی گوارشی
- سردرد
- بیقراری
- احساس خستگی در عین ناتوانی از آرام شدن
- مشکل در خواب
البته این نشانههای جسمی میتوانند دلایل پزشکی مختلفی نیز داشته باشند. علائم جدید، شدید یا نگرانکننده را نباید خودکار به اضطراب نسبت داد و در صورت لزوم باید از نظر پزشکی بررسی شوند.
در رفتار ممکن است ببینید که:
- تماس تلفنی یا کارهای اداری را عقب میاندازید
- از صحبت کردن به زبان جدید اجتناب میکنید
- کمتر از خانه بیرون میروید
- ایمیل یا حساب بانکی را بارها بررسی میکنید
- اخبار کشور مبدا را بهطور مداوم دنبال میکنید
- تصمیمهای کوچک هم برایتان سخت میشوند
- برای جلوگیری از اشتباه، بعضی فرصتها را کلاً کنار میگذارید
چرا بعضی افراد چند ماه بعد از مهاجرت مضطربتر میشوند؟
این موضوع نیز غیرمعمول نیست. روزها و هفتههای اول مهاجرت معمولاً پر از کارهای فوری هستند: ثبتنام، خانه، دانشگاه، کار، سیمکارت، بانک، بیمه و مدارک. گاهی تازگی محیط نیز برای مدتی انرژی ایجاد میکند.
بعد از اینکه هیجان اولیه و کارهای فوری کمتر میشوند، فرد فرصت بیشتری برای دیدن آنچه از دست داده و آنچه هنوز نامعلوم است پیدا میکند. بنابراین سازگاری مهاجرت لزوماً یک خط مستقیم نیست که هر ماه بهتر از ماه قبل شود.
ممکن است مدتی حالتان خوب باشد، سپس دوباره اضطراب یا غم افزایش پیدا کند. این بالا و پایین شدن بهخودیخود به معنای شکست در مهاجرت نیست.
آیا اضطراب بعد از مهاجرت طبیعی است؟
مقداری نگرانی در چنین تغییر بزرگی قابل انتظار است. اما سؤال مهمتر این است که اضطراب چقدر شدید، چقدر مداوم و چقدر مختلکننده شده است. اگر نگرانی در واکنش به یک مشکل مشخص ظاهر میشود و بعد از حل آن کاهش پیدا میکند، احتمالاً بخشی از واکنش طبیعی به فشار است.
اما بهتر است اضطراب جدیتر گرفته شود اگر:
- بیشتر روزها حضور دارد
- کنترل نگرانی دشوار شده است
- خواب را مختل کرده
- روی کار یا تحصیل اثر گذاشته
- باعث اجتناب از موقعیتهای معمول شده
- رابطهها را تحت تأثیر قرار داده
- با حملات شدید ترس یا وحشت همراه است
- باعث مصرف بیشتر الکل یا مواد برای آرام شدن شده
- یا احساس میکنید دیگر توان مدیریت آن را ندارید
داشتن چنین نشانههایی بهتنهایی یک تشخیص مشخص را ثابت نمیکند. تشخیص اختلال اضطرابی نیازمند ارزیابی حرفهای است.
چه چیزهایی میتواند کمک کند؟
هدف این نیست که تمام نااطمینانی زندگی مهاجرتی را حذف کنیم؛ چنین چیزی معمولاً ممکن نیست. اما میتوان سهمی را که اضطراب از زندگی گرفته، کمتر کرد.
مسئلههای قابل حل و غیرقابل کنترل را از هم جدا کنید
وقتی همه نگرانیها همزمان در ذهن حرکت میکنند، ممکن است همه چیز اضطراری به نظر برسد. نوشتن نگرانیها و تقسیم آنها به دو دسته میتواند کمک کند:
کارهایی که میتوانم دربارهشان اقدام مشخصی انجام دهم، مثلاً گرفتن وقت اداره، آماده کردن رزومه یا پرسیدن درباره بیمه.
و:
چیزهایی که فعلاً کنترل مستقیمی روی آنها ندارم، مثلاً زمان تصمیم اداره یا اتفاقات سیاسی کشور مبدا.
این تقسیمبندی مشکل را حذف نمیکند، اما کمک میکند انرژی روانی روی مسائل قابل اقدام متمرکز شود.
کمی پیشبینیپذیری به زندگی برگردانید
وقتی بخش بزرگی از زندگی نامطمئن است، داشتن چند نقطه ثابت مفید است:
- زمان نسبتاً منظم خواب و بیداری
- وعدههای غذایی
- ورزش یا پیادهروی
- روز مشخص برای کارهای اداری
- دیدارهای اجتماعی منظم
- زمانی برای استراحت
روتین قرار نیست زندگی را خشک و نظامی کند؛ هدف آن ایجاد چند بخش قابل پیشبینی در میان انبوه تغییرات است.
از اجتناب کامل مراقبت کنید
وقتی صحبت کردن به زبان جدید یا تماس با یک اداره اضطراب ایجاد میکند، اجتناب میتواند موقتاً آرامش بدهد. اما اگر این الگو دائمی شود، ممکن است اضطراب را حفظ کند.
گاهی بهتر است کار دشوار را به قدمهای کوچکتر تقسیم کنید: ابتدا متن تماس را آماده کنید، سپس یک تماس سادهتر انجام دهید، یا در موقعیتهایی با فشار کمتر زبان را تمرین کنید. هدف بیاضطراب شدن کامل نیست؛ هدف این است که اضطراب همه تصمیمها را برای شما نگیرد.
ارتباط اجتماعی را بخشی از مراقبت روانی بدانید
رابطه اجتماعی فقط سرگرمی نیست. یک دوست، گروه همزبان، کلاس، ورزش جمعی، فعالیت داوطلبانه یا ارتباط منظم با افرادی که احساس امنیت بیشتری کنارشان دارید میتواند بخشی از شبکه حمایتی جدید شما شود. این رابطهها یکشبه ساخته نمیشوند. تکرار و استمرار از تعداد آدمهایی که میشناسید مهمتر است.
مصرف خبر را مدیریت کنید
برای مهاجرانی که خانوادهشان در ایران، افغانستان یا کشورهای درگیر بحران زندگی میکنند، قطع کامل خبر نه ممکن است و نه لزوماً مطلوب. اما دنبال کردن مداوم خبر، شبکههای اجتماعی و تصاویر بحران میتواند بدن و ذهن را ساعتها در حالت آمادهباش نگه دارد.
میتوانید زمانهای مشخصی برای بررسی خبر انتخاب کنید و قبل از خواب یا در تمام ساعات روز در معرض جریان مداوم اخبار نباشید.
به نیازهای پایه بدن توجه کنید
خواب ناکافی، مصرف زیاد کافئین، کمتحرکی و بینظمی روزانه میتوانند احساسهای جسمی اضطراب را تشدید کنند. حرکت منظم، خواب کافی، غذای منظم و زمانی برای استراحت ساده به نظر میرسند، اما بخشی از مراقبت از سیستم روانی و جسمی هستند. اینها جایگزین کمک تخصصی نیستند، اما زمینه بهتری برای مدیریت اضطراب ایجاد میکنند.
چه زمانی صحبت با روانشناس میتواند مفید باشد؟
لازم نیست منتظر بمانید تا اضطراب به بحران تبدیل شود. اگر نگرانی به بخش ثابتی از زندگی تبدیل شده، تصمیمهایتان را محدود کرده یا احساس میکنید بیشتر انرژی روز صرف آرام کردن ذهن میشود، گفتوگو با روانشناس میتواند کمککننده باشد.
در جلسات میتوان بررسی کرد:
- چه چیزهایی اضطراب شما را فعال میکنند
- کدام نگرانیها به شرایط واقعی مهاجرت مربوطاند
- کدام الگوهای فکری اضطراب را تشدید میکنند
- آیا تجربههای گذشته در واکنشهای امروز نقش دارند
- چگونه میتوان با نااطمینانی بهتر کنار آمد
- چگونه رفتارهای اجتنابی را آرامآرام کاهش داد
- و چطور میتوان در محیط جدید احساس امنیت، تعلق و کنترل بیشتری ساخت
برای بعضی مهاجران، انجام این گفتوگو به فارسی یا دری اهمیت زیادی دارد. نگرانیهایی مانند فشار خانواده، تجربه مهاجرت، هویت، احساس گناه، تفاوت فرهنگی یا خاطرات گذشته همیشه بهراحتی قابل ترجمه نیستند. صحبت کردن با کسی که زبان و زمینه فرهنگی شما را میشناسد میتواند بخشی از بار توضیح دادن مداوم خودتان را کم کند.
مهاجرت میتواند هم فرصت باشد و هم فشار
لازم نیست برای پذیرفتن دشواریهای مهاجرت، از تصمیم خود پشیمان باشید. ممکن است همزمان از آزادی یا فرصتهایی که در کشور جدید دارید خوشحال باشید و برای چیزهایی که از دست دادهاید غمگین باشید.
ممکن است احساس امنیت بیشتری داشته باشید و در عین حال مضطربتر باشید. ممکن است بدانید مهاجرت برایتان تصمیم درستی بوده و باز هم بعضی روزها بخواهید همه چیز دوباره آشنا و ساده باشد.
این احساسهای متناقض بخشی از پیچیدگی مهاجرتاند. اضطراب قرار نیست مدرکی باشد که نشان دهد شما «برای زندگی در خارج ساخته نشدهاید». گاهی فقط نشان میدهد ذهن و بدن شما در حال سازگار شدن با حجم بزرگی از تغییر، نااطمینانی و مسئولیتاند.
اما اگر این اضطراب طولانی شده یا بخش زیادی از زندگی را گرفته است، لازم نیست بهتنهایی با آن کنار بیایید.
درخواست جلسه آشنایی رایگان
اگر خارج از ایران یا افغانستان زندگی میکنید و اضطراب، نگرانی یا فشارهای مرتبط با مهاجرت بخش قابل توجهی از زندگی روزمره شما شده است، میتوانید برای یک جلسه آشنایی رایگان با آنیتا صدیقی، روانشناس بالینی آگاه به تروما درخواست بدهید.
این جلسه فرصتی کوتاهی برای آشنایی اولیه به زبان فارسی، صحبت درباره شرایط شما و بررسی این است که آیا ادامه جلسات مشاوره روانشناسی آنلاین میتواند برای نیازهای شما مناسب باشد.
پرسشهای رایج
آیا اضطراب بعد از مهاجرت یک اختلال روانی است؟
خیر. «اضطراب بعد از مهاجرت» بهخودیخود نام یک اختلال روانی مستقل نیست. این عبارت میتواند مجموعهای از نگرانیها و واکنشها را توصیف کند که در ارتباط با فشارهای مهاجرت ایجاد یا تشدید شدهاند. در برخی افراد ممکن است یک اختلال اضطرابی یا مشکل دیگری نیز وجود داشته باشد که تشخیص آن نیازمند ارزیابی حرفهای است.
چرا با اینکه مهاجرتم موفق بوده هنوز اضطراب دارم؟
موفقیت بیرونی تمام منابع فشار روانی را از بین نمیبرد. زبان، دوری از خانواده، مسئولیت مالی، سازگاری فرهنگی، نااطمینانی درباره آینده و تغییر هویت اجتماعی میتوانند حتی در افرادی که کار، تحصیل و زندگی نسبتاً باثباتی دارند اضطراب ایجاد کنند.
آیا اضطراب مهاجرت با گذشت زمان خودبهخود برطرف میشود؟
برای بعضی افراد با افزایش آشنایی با محیط، شکل گرفتن روابط و کاهش نااطمینانی، اضطراب کمتر میشود. اما برای همه چنین نیست. اگر اضطراب مداوم است یا عملکرد روزمره را مختل میکند، صرفاً منتظر گذشت زمان ماندن همیشه بهترین راه نیست.
آیا اضطراب میتواند باعث علائم جسمی شود؟
بله. اضطراب ممکن است با تپش قلب، تنش عضلانی، ناراحتی گوارشی، بیقراری، مشکلات خواب یا احساس فشار جسمی همراه باشد. با این حال، نشانههای جسمی جدید یا شدید نباید بدون بررسی پزشکی به اضطراب نسبت داده شوند.
آیا مشاوره روانشناسی آنلاین برای اضطراب مناسب است؟
برای بسیاری از مشکلات اضطرابی، مداخلات روانشناختی میتوانند بهصورت حضوری یا آنلاین ارائه شوند. مناسب بودن مشاوره آنلاین به شدت علائم، شرایط فرد، نوع مشکل و امکانات موجود بستگی دارد. جلسه آشنایی میتواند برای بررسی اولیه این موضوع استفاده شود.


